نویسنده: ر.ش
شنبه 6 تیر1388 ساعت: 14:16
با احترام
متاسفانه در خارج از كشور نشسته اي و نميداني در ايران چه ميگذرد و تئوري هاي تخيلي ارائه ميدهي .آقاي رازي با بديلهاي توهمي و تخيلي راه به جايي نخواهي برد. دستور كار و درد دل مردم در حال حاضر از ميان رفتن ديكتاتوري قرون وسطايي اسلامي است و حذف ولايت فقيه و برقراري جمهوري دموكراتيك.
نویسنده: مارکسیست انقلابی
شنبه 6 تیر1388 ساعت: 15:14
دوست گرامی رش
همین استدلال ها را بسیاری به خصوص از توده ای ها در زمان سرنگونی اش سر داده بودند که گویا ابتدا باید دربار برود و پس از دوره ای سرمایه داری کمپرادور و پس از دوره نا معلومی سرمایه داری بومی. استدلال می کردند چپ روی نکنید و بگذارد گام به گام به پیش رویم. با همین استدلال ها با دولت خمینی همدست شدند به ظاهر علیه امپریالیسم آمریکا. نتیجه این سیاست های به غایت انجرافی را مشاهده کردیم: خیانت به مردم ایران و همکاری با دستگاه سرکوبگر و پس از آن تلاشی خودشان به دست همان حامیانشان. نمی گویم شما توده ای هستید. اما این استدلال ها دیگر کهنه شده اند. جوانان به آنها گوش فرا نمی دهند.
آیا کسی در درون مرز شعار سرنگونی رژیم را سر نداده است؟ به نظر شما شعار مرگ بر دیکتاتور یعنی چه؟ یعنی زنده باد موسوی و برخوردهای مسالمت آمیز او؟ اگر چنین است چرا توده های وسیع کماکان به حضور سیاسی ادامه داده اند و سکوت خود را شکانده اند. اگر در ایران هستید و از نزدیک مقاومت جوانان را دنبال می کنید خواهید دید که سکوت همه شکسته شده است. مقاومت قهر آمیز در دستور کارشان قرار گرفته است. اما اگر جنبش رهبری درستی نداشته باشد این مقاومت ها خنثی می گردند. اگر جنبش سرکوب نشود شعارها رادیکال تر نیز در مدت زمان کوتاهی طرح می گردد.
شما به عنوان یک رشنفکر به اصطلاح "داخل کشوری" باید چشم انداز جنبش را ترسیم کنید و نه اینکه به شعارها موجود بسنده کنید. نه اینکه به رهبری موجود تسلیم شوید.
موفق باشید
نویسنده: مریم
شنبه 6 تیر1388 ساعت: 15:21
بفرمایید رهبر پیدا کنید! آهای لنین کجایی؟!
نویسنده: مریم
شنبه 6 تیر1388 ساعت: 15:25
راستی این کامنت را دیشب زیر سخنی کوتاه با کارگران ایران نوشتم که اینجه هم بی مناسبت نیست!
امیدوارم عزیزانِ کارگر این مطلب را بخوانند و این توصیه ها را جدی بگیرند. ولی راستش را بخواهید و اگر واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم کارگرانی که این همه به آنها امید بسته اید امروز خود را به ارتجاع فروخته اند وشاید بشود گفت از پرشورترین حامیان احمدی نژاد هستند،آنهم مفت و ارزان!
این انقلاب هم تا جایی که ما داریم می بینیم محصول توقعات مشتی بچه بورژواست که در حال فرونشستن است.
موضوع دیگر اینکه از در خارج نشستن و بیانیه صادر کردن و رهنمود دادن آن هم از طریق اینترنت بیهوده ترین کاری است که یک انقلابی می تواند انجام دهد.کاش این اپوزیسیون محترم خارج از کشور یک بار به سرشان می زد برای یک رجعت جمعی. هرچند این پیشنهاد احمقانه به نظر می رسد ولی شاید تنها کار موثر و با انعکاس گسترده در سطح جامعه خواهد بود.آنهم در این روزها که مردم به اوضاع سیاسی حساس شده اند.
ولی زهی خیال محال! کدام دیوانه ای شرایط و امکانات اروپا را می گذارد و باز می گردد به این خراب شده!
نویسنده: مبارز
شنبه 6 تیر1388 ساعت: 22:22
دوست عزیز ر.ش.
از آنجایی که شما ادعا می کنید در ایران هستید و منهم همانجا هستم یک سوال لز شما دارم: آیا فکر می کنید شعار هزارها تن از جوانان معترض در خیابانهای تهران پس از هر تیراندازی سرکوبگران که فریاد می زنند: "می کشم می کشم انکه برادرم کشت" تحت تاثیر سیاست های موسوی است؟ آیا آن اعتراضات یک لالایی است و یا یک ندای به حق انقلابی که از درون قلب با وجدان جوانان در مقابل مزدوران بیرون می آید؟ آیا شما که ظاهرا دستتان در آتش است و در خارج نیستند بانک الله اکبر که در پی آن شعار سرنگونی نظام می آید و یا از موسوی خواسته می شود که "حکم جهادم ده" را نمی شنوید؟ آیا در آن زمان شما در خواب خوش فرو رفته اید؟ آیا بهتر نیست که در خارج بود و مسایل را از نزدیک دنبال کرد به آن عمل کرد تا در ایران بود شبها خواب بود و روزها آیه نحس حمایت از انقلاب دموکراتیک (یا طرفداری از سرمایه داری) سر داد؟ جای تاسف است که امثال شما لز درس های تاریخی خیانت های سوسیال دموکرات ها چیزی نیاموختید.
نویسنده: مارکسیست انقلابی
شنبه 6 تیر1388 ساعت: 22:41
دوست گرامی مریم
1- می گویید که کارگران طرفدار احمدی نژاد هستند. بلکه شاید تعدادی انگشت شماری از کارگران نا آگاه و یا جیره خوار و مزدور باشند که چنین کنند. اما آیا همه کارگران ایران مدافع احمدی نژاد هستند؟ اگر چنین است چرا کارگران ایران بیشترین تلفات مالی و جانی را در این 30 سال خورده اند. هم اکنون که شما در رفاه مشغول حمله به کارگران هستید رهبران سندیکای شرکت واحد منصور اسالو در زندان است. هزارها کارگر هم اکنون زیر بدترین شکنجه ها قرار گرفته اند. آیا اینها را شما نمی دانید یا نمی خواهید بدانید؟
2- این بحث های بی سرته در مورد خارج نشین و داخل نشین بر سرچیست؟ مگر اعتقادات و عقاید و مبارزه برای اصول ابتدایی و حقوق دموکراتیک "داخل" و "خارج" دارد. همین دیروز صدها هزار کارگر در سراسر جهان در جلوی سفارت های جمهوری در حمایت از کارگران ایران به تظاهرات دست زدند. بنا بر منطق شما اینها خارج نشین اند و واقعا طرفدار کارگران ایران نمی توانند باشند؟ در هفته پیش صدها نفرار هم نظران شما با شال و لباس سبز در خارج از موسوی حمایت کردند. آیا اینها چون در خارج بوده اند واقعا حامی موسوی نیستند؟ و شما که در داخل هستید تنها مدافع موسوی هستند؟ دوست گرامی این سخنان بی اساس را رها کنید و در مقابل عقاید ارائه شده در یک مقاله بحث و استدلال بیاورید و آنرا مردود و یا نقد و یا مورد پذیرش قرار دهید؛ صرفنظر از اینکه نویسنده در خارج باشد یا داخل.
در ضمن بر خلاف نظریه شما در خارج نیز فقرا وجود دارند. افرادی که عمر خود را برای آزادی و رهایی جامعه گذاشته و بالاجبار در تبعید بسر برده و هر لحظه در انتظار بازگشت به ایران هستند مسلما در رفاه و آسایش زندگی نمی کنند. از سوی دیگر کسانی که سنگ موسوی ها را در ایران به سینه می زنند نیز از تهی دستان و فقرا جامعه نیستند. آنان اکثرا از قشرهای مرفه جامعه هستند که وضعیتی به مراتب مرفه تر از کارگران و مدافعان کارگران در خارج دارند.
نویسنده: مریم
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 0:24
جناب مارکسیست انقلابی ! که ظاهرا نقش سخنگوی آقای رازی را در این وبلاگ برعهده گرفته اید،چون ظاهرا ایشان فقط بیانیه صادر می فرمایند و مجال یا تمایل به نزول اجلال برای پاسخگویی ندارند! و راستی مگر می شود مارکسیست، " انقلابی" نباشد! که این پسوند را برای خود اختراع کرده اید!
به هرحال! تو شاید از طبقه کارگر یا به قول آقای رازی از عزیزان کارگر بی اطلاع باشی ولی به حضور مبارکت عرض شود تا جایی که من دیده ام بعد از این اقدامات عوامفریبانه احمدی نژاد بخش عمده ای از حقوق بگیران که شامل کارگران هم می شود در انتخابات اخیر از او حمایت کرده اند. این سکوت کارگران عزیز مورد بحث شما هم در این مقطع چندان بی دلیل نیست و اگر عصبانی نمی شوید باید بگوبم از سر رضایت است.من آقای اسالو را استثنا می دانم ایشان نماینده طبقه کارگر ایران از نظر آگاهی و درک موقعیت و اوضاع نیستند.ایشان یک رهبر هستند و معلوم است که آگاهی اش باید فراتر و بیشتر از هم قطارانش باشد.سایر کارگران متاسفانه اهداف بزرگتر را به هدف کوچکترشان مثل افزایش ناچیز دستمزد تقلیل داده اند.
نویسنده: مریم
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 0:33
من به کارگران حمله نکرده ام و نمی دانم که منظورتان از رفاه چیست یا از کجا متوجه شدید من در رفاه هستم و یا اگر در رفاه باشم آیا جرمی مرتکب شده ام؟! یا رفاه از نظر شما امر مذمومی است؟!
گفته اید:"در ضمن بر خلاف نظریه شما در خارج نیز فقرا وجود دارند. " من این نظریه را در نوشته ام صادر نکرده بودم ولی آقا یا خانم مارکسیست انقلابی دیگر کم لطفی است اگر شرایط اروپا را با اینجا یکسان بدانید!
درباره اینکه طرفداران موسوی چه کسانی هستند و اینکه این موج انقلابی که حالا در حال فرونشستن است را چه کسانی به راه انداختند در کامنت قبلی نوشتم:"این انقلاب هم تا جایی که ما داریم می بینیم محصول توقعات مشتی بچه بورژواست که در حال فرونشستن است."
اینکه شما همین را دوباره برای من به این صورت تکرار می کنید جای تعجب است:"از سوی دیگر کسانی که سنگ موسوی ها را در ایران به سینه می زنند نیز از تهی دستان و فقرا جامعه نیستند. آنان اکثرا از قشرهای مرفه جامعه هستند ..."
معلوم می شود که نوشته من را فقط برای ارائه یک جواب کوبنده خواندید ولی رفیق ، یک مارکسیست آنهم انقلابی باید دقیق تر از این باشد که شما هستید!
نویسنده: مارکسیست انقلابی
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 8:44
خانم مریم
بخش 1
ز اینکه به گفته شده در مورد "بچه بورژوا" بودن طرفداران موسوی توجه نکردم از شما عذر می خواهم. اما لحن سخن شما نسبت به کارگران چنان است که متاسفانه شما را می تواند به راحتی در همان طیف جای داد. زیرا سخنان شما نسبت به کارگران بی شباهت به مواضع همان "بچه بورژوا" ها نمی باشد.
دوست گرامی هر رژیم ارتجاعی طرفداران کارگر هم دارد. آقای هیتلر هم با آرای بخشی از کارگران به قدرت رسید و در پایه های ضد ضربت او کارگران هم بودند. اما آیا از این سخنان درست می توان به این نتیجه رسید که کارگران مدافع فاشیزم بوده و یا در این انتخابات طرفدار احمدی نژاد بوده اند؟ شما می گویید منصور اسالو استتثنا بوده است. اما چنین نیست.
نویسنده: مارکسیست انقلابی
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 8:45
بخش 2
کارگران شرکت واحد که نقش و تاثیر بسیاری در درون جنبش کارگری دارد پیش از انتخابات چنین موضع گیری کردند:" ...امروزه برای کارگران و خانواده هایشان تشویق به شرکت در انتخابات یکی از بی معنا ترین بحث های موجود می باشد چرا که کارگران در سه دهه گذشته ، تمام روسای جمهور از دوره جنگ و دوره سازندگی و دوره اصلاحات و هم چنین رئیس جمهور مهرورز را تجربه کرده اند ..".(انتخابات و تشکلات کارگری) سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه)
کارگران ایران خودرو که بیش از 30000 کارگر رادیکال در آن مشغول به کار هستند و اخیرا اعتصاب موفق آمیزی نیز داشتند پیش از انتخابات چنین نوشتند: " ما جمعی از کارگران ایرانخودرو ضمن درک شرایط کنونی در انتخاباتی شرکت نمی کنیم. ما در انتخاباتی شرکت نمی کنیم که هیچگونه ازادی نداریم. ما تنها در انتخاباتی شرکت می کنیم که حافظ منافع ما کارگران باشد"
آیا واقعا شما تصور می کنید کارگران هفت تپه و صدرا و کارگاههای نساجی در کردستان و صدها هزار نفر از کارگرانی که صدها کارخانه طی چند سال گذشت سرکوب شده و دستمزدها خود را دریافت نکرده اند به احمدی نژاد رای داده اند؟
بی توجهی شما به این مسایل مهم جنبش کارگری نشان می دهد که موضعگیری شما تفاوتی با همان "بچه بورژوا" ها ندارد.
سوال کردید چرا پسوند انقلابی به مارکسیست اضافه کرده ام. پاسخ این است که عده ای مانند شما خود را "مارکسیست" می دانند. برای ایجاد وجه تمایز با مارکسیست های مانند شما که بی توجهی به مسایل کارگری بوده و عملا خود را در جبهه بوژوازی قرار داده اید است که خود را مارکسیست انقلابی می دانم.
در ضمن مطالعه ای نیز در باره وضعیت اجتماعی کشورهای اروپایی و آمریکا انجام دهید که از عمق بحران اجتماعی آنجا مطلع شود.
نویسنده: ر.ش
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 11:5
با درود
من با نظرات مريم مخالفم چون خود من در كارخانه هاي ايران مشغول به كار هستم و طرفداري كارگران و زحمتكشان ايران از نفرت سرمايه داري هاشمي و تكنوكراتهاي آن است.و انقلاب مداومي كه از 57 تا خرداد 76 و تا به امروز در حال رخ دادن است نه از طرف بورژوازي است بلكه از جانب زحتكشان و نيز طبقه كار گر و دانشجو و ... ميباشد. بايد يادآور شد كه حدود 50 درصد مردم ايران را خورده بورژواها تشكيل داده است اميدوارم به تاريخ و آمار رسمي كارگران و كارمندان و ... نظري بيفكنيد. با توجه به اكثريت خورده بورژوازي ايران و نقش آنها در انقلاب مداوم نمي توان بديل انقلاب حال حاضر را سوسياليست در نظر داشت. بديل حال حاضر سوسيال دموكراسي است. موسوي در پشت مردم است و اين مطالبات مردمي است كه موسوي را بطرف خود ميكشاند حتي اگر موسوي از خود نظام باشد.
نویسنده: ر.ش
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 11:18
به مبارز
من در خواب نيستم و تمامي وقايع و جنايتهاي رژيم را از نزديك شاهد بودم. خواب بودن بهتر تا در رويا بودن؟؟؟؟؟. مردم از رژيم خسته شده اند ولي آيا باز طبق روياهايتان ميخواهيد سوسياليست را يكدفعه وارد كشور كنيد همانطور كه رژيم ديكتاتور استالين در بسياري از كشورها اعمال نمود. و شكست آنها را همگان ديدند. در پايان دوست عزيز ،بر تمامي جوانان ، روشنفكران و كارگران اين مسئله روشن شده است كه سرمايه داري مدرن بهتر از هر حكومت تماميت خواه و ايدئولوژيك و ديكتاتور است. در حال حاضر مرحله انقلاب ايران ضد ديكتاتوري و ضد ارتجاعي است. و بگويم كه ديگر احمدي نژاد و موسوي كنار رفته اند و موضوع مبارزه با اصل ديكتاتوري و ارتجاعي نظام است.
پيروز باشيد
نویسنده: ر.ش
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 11:40
لطفا به مقالات امپرياليسم و سوسيال-دموكراسي لنين نگاهي دوباره بيندازيد. اگر اكثريتي ها ميدانستند كه رژيم اسلامي خميني مرتجع تر از امپرياليسم است هيچگاه با خميني همراه نشده و لكه ننگي براي چپ در داخل ايران نميشدند. ولي از جناه طرقيخواه ايران دفاع نكردند و فقط شعار مرگ بر امپرياليسم را سردادند.
نویسنده: مارکسیست انقلابی
یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 17:35
دوست عزیز ر.ش
چندی پیش یکی از مدافعان سرسخت نظریه انقلاب دموکراتیک آقای مرتضی محیط مطلب جالبی در دفاع از این نظریه ارائه داد. سپس مازیار رازی نیز پاسخی به او داد.
برای انجام یک بحث همه جانبه و مثبت و پرهیز از شعار پراکنی پیشنهاد می کنم این مقالات را مطالعه فرمایید و بحثی با نقدی به آن بنویسید تا تداوم این بحث به یک نتیجه برسد.
مقالات رفیق مازیار رازی در مورد از قرار زیر است
http://www.iwsn.org/aashr/2/razi/marxm/1.htm
http://www.iwsn.org/aashr/2/razi/marxm/2.htm
یا درود به شما
نویسنده: ر.ش
دوشنبه 8 تیر1388 ساعت: 7:41
دوست گرامي
اين مقالات را چند سال پيش خوانده ايم و من نظراتم به مرتضي محيط نزديك تر است. همانگونه كه در مقالات مازيار رازي گفته شده ساختار ايران را بورژوازي كامل در نظر ميگيرد .و تمامي تضادها را كار و سرمايه در نظر دارد .كه اين با ديالكتيك سازگار نيست. براي اطلاعات بيشتر در مورد اينكه آيا حكومت اسلامي سرمايه داري است يا نه مقاله اي از مرتضي محيط در سايتش وجود دارد. همچنين تاريخچه ساختار طبقاتي ايران را پارسا بناب در مقاله اي مفصل شرح داده است.
پيروز باشيد
نویسنده: مارکسیست انقلابی
دوشنبه 8 تیر1388 ساعت: 22:46
دوست گرامی ر.ش
خوب اگر همه مقالات را خوانده اید و نقدا موضع خود را روشن در ذهن خود ترسیم کرده اید دیگر این خرده گیری ها چرا؟ مسئله بر سر این است که ما در دو جبهه مختلف قرار داریم: شما در جبهه انقلاب دموکراتیک (یا انقلاب مخملی و پرتقالی و سبز و زرد) قرار دارید و ما در جبهه انقلاب سوسیالیستی-کارگری (یا انقلاب سرخ).
اگر بحث های اقناعی دیگر اثری بر مواضع شما و ما نمی گذارد تنها یک راه باقی می ماند و آنهم این است که هر دو طرف بدون این که وقت خود و دیگری را بگیریم و هر چند صباجی همان حرف های تکراری را به شکل متلک مانند اینکه عده ای خارج اند و نادان و عده ای داخل و دانا و غیره کنار بگذاریم و در عمل جبهه خود را با هم نظران خود تحقق دهیم. تا در عمل نشان داده شود که خط کی درست از آب در میاید. ببنیم سرنوشت انقلاب سبز موسوی به کجا ختم می شود. در این دوره هم به جایی افشاگری های بی حاصل بر محور آنچه مورد توافق دو طرف است یعنی مبارزه با استبداد یا دیکتاتوری حاکم با هم اتحاد عمل کنیم. با هم در یک جبهه عملی عمومی مبارزه ی مشتراک علیه دشمن واحد بجنگیم.
اینهم پیشنهاد سازنده ما به شما دوست گرامی.
در راهتان موفق باشید
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 22:51 توسط میلیتانت
|